سفارش تبلیغ
صبا ویژن

88/4/15
11:51 عصر

درباره حاج احمد-2

بدست بند‍ۀ خدا در دسته لبنان، رژیم صهیونیستی، احمد متوسلیان، 4دیپلمات


دلایل یک انتخاب

در جلسه شورای عالی دفاع مقرر شد تا برای
کمک به مردم بی‌دفاع لبنان و سوریه یکی از زبده‌ترین یگان‌های رزمی جمهوری
اسلامی ایران به سوریه اعزام شود و لذا قرعه به‌نام تیپ حضرت رسول(ص)
افتاد. محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران دلایل این انتخاب را این
چنین بازگو می‌کند:

«...
ما می‌خواستیم با اعزام نیروی کمکی در حقیقت صداقت خودمان را به جهان
اسلام نشان بدهیم با بعد از آن از کشورهای اسلامی بخواهیم که آنها با ما
همراه باشند.

قبل
از اعزام هر نیرویی، اول خودمان به سوریه رفتیم، منطقه را از نزدیک دیدیم.
دقیقاً آنجا را وارسی کردیم و بعد به این نتیجه رسیدیم که بهترین تیپی که
می‌شود، اعزام کرد، تیپ 27 محمد رسول‌الله(ص) است، هم به دلیل رزمندگی
بچه‌های این تیپ که در 2 عملیات «فتح‌المبین» و «بیت‌المقدس» دیده بودیم،
هم اینکه این بچه ها توی پایتخت زندگی می‌کردند و با مسائل سیاسی اعم از
سیاست داخلی و خارجی بیشتر آشنا بودند. ما باید در آنجا هم به دمشق
می‌رفتیم و هم به بیروت و این برای ما خیلی مهم بود که نیروهایی که به
آنجا وارد می‌شوند، باید از لحاظ مسائل سیاسی، اطلاعات بیشتری داشته
باشند، معارف بیشتری داشته باشند و بعد از لحاظ رزمندگی هم بتواند آنجا
خوب بجنگند.

درثانی
اینها باید توانایی کارهای چریکی را هم داشته باشند و بتوانند کارهای
نامنظم [جنگ پارتیزانی] انجام بدهند. خب تیپ 27 هر 3 این ویژگی یعنی
رزمندگی، سطح بالای آگاهی سیاسی و آشنایی با شیوه‌های جنگ‌های چریکی را
داشت. چرا؟ چون اولاً حاج احمد و حاج همت توی کردستان جنگیده بودند،‌ هم
جنگ چریکی را در غرب دیده بودند، هم با دشمن در جبهه‌های جنوب به شیوه
کلاسیک جنگیده بودند. این ویژگی‌ها باعث شد که ما تیپ 27 را برای این
مأموریت انتخاب می‌کنیم».
(منبع ش 1 ص 758)

محمدعلی جعفری، فرمانده کنونی سپاه پاسداران در خصوص علت انتخاب تیپ 27 برای این مأموریت می‌گوید: «همانطور
که مشخص بود، از جمله دلایل انتخاب این یگان، توانمندی فرماندهی آن، کیفیت
نیروها و عملکرد بسیار خوب این تیپ در عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس
بود. همین عوامل موجب انتخاب این تیپ برای اعزام به جبهه‌های سوریه و
لبنان شد...»
(همان ص 759)

جعفر جهروتی زاده، یکی از فرماندهان تیپ 27 در خصوص نحوه انتخاب این واحد اعزامی می‌گوید:

«...
با حاج احمد قرار داشتیم به منزل یکی از شهدا سربزنیم. وقتی رسیدم، گفت
برادر جهروتی، امروز در یک جلسه شرکت داشتم. از من خواسته‌اند بروم پیش
آقای خامنه‌ای، رئیس‌جمهور. قرار است ایشان راجع به سفر قریب‌الوقوع ما با
بنده صحبت کنند. پرسیدم: حالا بفرمایید قضیه چی هست؟ حاج احمد گفت: مثل
اینکه قرار است ما را بفرستند به لبنان.

...
برای ملاقات با «آقا» بنده هم همراه حاج احمد به ریاست جمهوری رفتم. البته
حاجی رفت داخل و در جلسه شرکت کرد. من هم همان بیرون ماندم و خودم را به
کاری مشغول کردم تا مذاکرات تمام شود. نهایتاً در این جلسه
شورای عالی دفاع که آن زمان ریاستش بر عهده حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود،
تصویب شد که بخشی از تیپ 27 حضرت رسول‌الله(ص) به اتفاق تیپ 58 تکاور
ذوالفقار از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، عازم لبنان شود. مقرر
شد که این 2 مجموعه در قالب تشکیلات رزمی واحدی تحت عنوان «قوای محمد
رسول‌الله(ص)» به فرماندهی شخص حاج احمد متوسلیان به سوریه عزیمت کند...»
(همان ص 759)

محسن رضایی ملاقات حاج احمد متوسلیان با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را اینگونه توصیف می‌کند: «...
برادرمان حاج احمد را بردم خدمت مقام معظم رهبری که در آن زمان مسئول
شورای عالی دفاع بودند. در آن ملاقات، من خدمت «آقا» گفتم که ایشان [حاج
احمد] کاملاً آماده قبول این مأموریت است. منتهی مایل است از زبان شما
بشنود که باید این کار را انجام بدهد وقتی «آقا» به حاج احمد گفتند که شما
انتخاب شده‌اید تا به عنوان نماینده نظام جمهوری اسلامی ایران به آنجا
بروید، حاج احمد خیلی تحت تأثیر قرار گرفت. خود آقا هم تاکنون بارها آن
جملاتی را که احمد در ‌آن ملاقات به کار برده، به ما یادآور شده‌اند.

احمد
در آن ملاقات خدمت «آقا» عرض کرد: یعنی خداوند متعال ما را انتخاب کرده که
برویم با اسرائیلی‌ها بجنگیم؟ آقا فرمودند: بله! شما نماینده نظام هستید،
بروید آنجا و جلوی اسرائیلی‌ها را سد کنید...»
(همان ص 760-759)

تیپ محمد رسول الله از همان بدو تأسیس و
به مدد فرماندهی فوق العاده حاج احمد چنان برجستگی و توانمندی از خود به
نمایش گذارده بود که به دیگر فرماندهان سپاه باورانده بود که تمام
فرماندهان و مدیرانی که در تیپ 27 حضور داشتند، هر یک به تنهایی قابلیت و
شایستگی فرماندهی تیپ و لشکر را داشتند و از این جهت تیپ 27 در عملیات فتح
المبین خط شکن شد.

تیپ 27 در همان شب اول عملیات فتح المبین
بیش از 3 الی 4 هزار نفر اسیر گرفت؛ همچنین دشت ذهاب و سایت را آزاد کرد،
با اینکه «سایت» جزو اهداف عملیات بیت المقدس نبود. ذکاوت و درایت حاج
احمد آن چنان بود که برای یک گردان، 5 فرمانده قرار داده بود که به محض
شهادت یکی، دیگری جایگزین شود.

فرمانده گردان هایی چون حاجی پور، چراغی، کریمی، دستواره که بعدها هر یک فرماندهان بزرگی شدند.

اولین کاری که حاج احمد بعد از عملیات
فتح المبین انجام داد، سرکشی به خانواده شهدا بود و بعد به پدر و مادر
خودش. حدود یک هفته بعد هم تیپ را برای عملیات بیت المقدس آماده کرد.

درعملیات بیت المقدس هم حاج احمد این عملیات را با درایت و شایستگی اداره کرد.

در مرحله اول عملیات که مدت 2 روز به طول
انجامید، لشکر 27 به قدری ایستادگی کرد تا نیروهای بعدی سپاه خود را به
موقعیت‌های از پیش تعیین شده رساندند.

در مرحله دوم عملیات، حاج احمد مجروح شد
و ترکش کاتیوشا در پایش بود. همه پزشکان دستور به خارج شدن او از منطقه
دادند اما گوش نکرد و همچنان فرماندهی تیپ را با همان جراحت به‌عهده داشت.
تصمیم بر این شد؛ حاج احمد را بدون بیهوشی در اورژانس بیمارستان صحرایی
عمل کنند تا بتواند در منطقه حضور یابد. زمانی که تیپ به نزدیکی خرمشهر
رسید، عراقی ها در کمربندی خرمشهر هنوز به شدت مقاومت می کردند. حاج احمد
به یگانش دستور داد که جهت فلش را عوض کنند و به پل «نو» بروند و وارد
نخلستان های خرمشهر شوند. اولین واحدهای تیپ 27 که وارد نخلستان شدند،
سربازان عراقی در محاصره قرار گرفتند. فرماندهان عراقی تا آن موقع حاضر به
عقب نشینی نبودند، ولی وقتی تیپ 27 وارد نخلستان شد؛ تقریباً خرمشهر در
محاصره قرار گرفت و بقیه یگان ها توانستند از سمت جاده وارد شهر خرمشهر
شدند. بعد از عملیات بیت المقدس ضمن اینکه حاج احمد در پی آماده سازی تیپ
بود و اصرار داشت که هیچ مانعی وجود ندارد تا وارد بصره شویم، به تیپ
استراحت دادند تا بازسازی شود. حاج احمد بعد از عملیات به تهران آمد و
دیگر به منطقه بازنگشت.

و اینگونه بود که تیپ حضرت رسول(ص) با
فرماندهی احمد متوسلیان به عنوان زبده‌ترین یگان رزمی در آن زمان برای
مبارزه با صهیونیست‌ها توسط شورای عالی دفاع و ریاست وقت آن حضرت آیت‌الله
خامنه‌ای برگزیده شد و با تأیید امام خمینی(ره) به جبهه لبنان گسیل شد.

سپاه محمد(ص) می‌آید

غروب روز 21 خرداد 1361، چرخهای یک فروند
هواپیمای بوئینگ 747 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در انتهای
باند فرود فرودگاه دمشق از گردش بازایستاد. لحظاتی بعد شماری از مقامات
بلند پایه سیاسی- نظامی دولت سوریه به نمایندگی از سوی «حافظ اسد»
رئیس‌جمهور سوریه در معیت سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در دمشق،
حجت‌الاسلام علی‌اکبر محتشمی‌پور وارد باند فرودگاه شدند تا از حاج احمد و
نیروهایش استقبال رسمی بعمل آورند.

اعزام قوای محمد رسول‌الله(ص) به سوریه،
در 3 مرحله انجام گرفت، در مرحله اول، احمد متوسلیان به همراه تعدادی از
نیروها عازم شدند و در حقیقت آنها رفتند تا به عنوان جلودار قوای اعزامی
ایران، در دمشق زمینه را برای اعزام دیگر نیروها آماده کنند. پس از آن
مرحله دوم اعزام انجام گرفت و سپس مجموعه سوم را شهید محمد ابراهیم همت بر
عهده داشت. (همان ص 765)

پس از بر زمین نشستن بوئینگ 747 در فرودگاه دمشق در غروب 21 خرداد 1361، احمد متوسلیان خطاب به نیروهای اعزامی چنین فرمود: «برادرها،
قبل از رسیدن به اینجا، در ایران آنچه گفتنی بود، ما برای شما گفتیم. خیلی
کوتاه من عرض می‌کنم، امام(ره) عزیزمان فرموده‌اند باید که اسرائیل از
صحنه جهان زدوده شود (انشاءالله رزمندگان) و شما مردان بزرگ باید که این
حرف امام عزیزمان را جامع عمل بپوشانید».
(همان ص 762)

هر چند که غالب کشورهای جهان، پروازهای
خود را به دلیل شرایط بحرانی منطقه به سوریه و لبنان قطع کرده بودند اما
خلبانان متعهد نیروی هوایی ارتش، بوئینگ نیروهای اعزامی ایران را بر روی
باند پرواز فرودگاه بین‌المللی دمشق بر زمین نشاندند.

نیروهای نظامی ایران موسوم به قوای محمد
رسول‌الله(ص) در حالی که هنوز غبار جهاد و شهادت‌طلبی را در جبهه‌های جنوب
و غرب کشور را بر سر و رو داشتند، به فرماندهی حاج احمد با سربندهای متبرک
به «الی بیت‌المقدس» به طرف حرم «حضرت زینب(س)» عازم شدند. مردمان داغدیده
سوریه و آوارگان لبنان با فریادهای بلند آمیخته با اشک چشم فریاد می‌زدند
«یا لبنان یا لبنان... هذا جیوش‌القرآن» و «خیبر خیبر یا صهیون، جیش محمد
قادمون» پس از اقامه نماز در حرم «حضرت زینب(س)» نیروهای ایرانی عازم مسجد
اموی محل نگهداری اسرای اهل بیت(س) شدند.

تاریخ دوباره تکرار می‌شد. حسینیان یک
بار دیگر به سمت آن مسجد رهسپار بودند با این تفاوت که در سال 61 هجری
قمری اسیر لشکریان یزید بودند و این بار در سال 61 هجری شمسی پیروز و فاتح.

زیارت آن روز مقام رأس ‌الحسین محل
نگهداری سر مبارک «حضرت سیدالشهدا(ع)» و عزاداری کم سابقه بسیجیان خمینی
بالاخص بسیجیان مخلصی چون «حاج محمد ابراهیم همت» «حاج کاظم رستگار»،«حاج
علی موحد دانش»، «حاج قاسم دهقان»، «سید رضا دستواره» و دیگرانی که بعدها
با رسیدن به مقام شهادت بسیجی بودن خود را به مهر خون تأیید کردند، در
اذهان آن دیار اثری فراموش نشدنی بر جای گذاشت.

به محض انعکاس خبر ورود قوای اعزامی
«محمد رسول‌الله(ص)»، نیروهای اسرائیلی آتش‌بس یک‌جانبه اعلام کردند.
بلافاصله هم رژیم صهیونیستی و هم مزدوران فالانژ با راه‌ا‌ندازی بخش فارسی
رادیویی انفعال خود را از حضور اینگونه نیروهای ایرانی در منطقه شامات
بیان داشتند.

نخستین اقدامات

سران صهیونیسم و امریکا، هرچند که مقدمات
توطئه خود یعنی درگیر کردن نیروهای مسلح ایران در جبهه لبنان را موفق
می‌یافتند اما به‌شدت از شکسته شدن جو کاذب تبلیغاتی خود درباره نیروهای
ایرانی به هراس افتاده و از خطر ریشه‌یابی تفکر جهادی و اندیشه اسلام ناب
محمدی(ص) در قالب تفکر خمینی(ره) در میان نسل جوان لبنانی و فلسطینی در
وحشت و هراس به سر می‌بردند، خاصه آنکه حاج احمد و نیروهایش از همان بدو
ورود با جدیت بی‌نظیری اقدامات خود را به ویژه در تمامی حوزه ها آغاز
کردند. اهم این اقدامات را چنین می توان بر شمرد:

1. برگزاری جلسات متعدد نظامی با سران
عالی‌رتبه نظامی سوریه مانند رفعت اسد برادر حافظ اسد. هدف از این جلسات
یافتن «راهکارهای» مناسب برای اقدام نظامی بر علیه اسرائیل بود.

2. تشکیل تیم‌های متعدد اطلاعات و
شناسایی برای نفوذ در عمق مناطق اشغالی و جمع آوری اطلاعات تاکتیکی از
وضعیت نظامی دشمن صهیونیستی و نیز تهیه «برآورد اطلاعاتی» از نیروهای
نظامی اسرائیل و شناسایی نقاط ضعف و آسیب پذیری آن. لازم به ذکر است که
تیم‌های شناسایی ایرانی در عمق هایی از مناطق اشغالی نفوذ و رخنه کردند که
سوری‌ها هیچگاه جرأت آن را نیافتند و لذا موجب تحسین و شگفتی آنها شد.
جالب آنکه حاج احمد خود در بسیاری از این شناسایی‌ها حضوری فعال داشت و در
این مسیر، کارهای خارق‌العاده‌ای را به ثبت رسانده بودند که در دل تاریخ
مکتوم مانده است.

3. ترسیم وضعیت «ترتیب نیروی» ارتش اسرائیل در جوار مرزهای سوریه بر اساس گزارش‌های تیم‌های اطلاعاتی.

4. طراحی «استراتژی نبرد» با اسرائیل با
جزییات دقیق استراتژیکی، عملیاتی و تاکتیکی توسط حاج احمد بر اساس اطلاعات
جمع آوری شده تیم‌های اطلاعات و شناسایی و نیز متناسب با ترتیب نیروی دشمن.

5. فراهم ساختن مقدمات آموزش انقلابیون
مسلمان و شیعه لبنانی در پادگان زبدانی و نیز راه اندازی کمپ های آموزشی
در منطقه بعلبک و دره بقاع لبنان.

راه قدس از کربلا می‌گذرد

امید مبارزه با اسرائیل اما خیلی زود رنگ
باخت چه اینکه نیروهای ایرانی و نیز مقامات سیاسی تهران دریافتند که
سوری‌ها قصد جنگ نداشته و با آوردن بهانه‌های گوناگون وقت کشی می کنند و
بیشتر در پی آن هستند تا از نیروهای ایرانی به عنوان وجه‌المصالحه و برگ
برنده در پشت میز مذاکرات بهره برند و در واقع آنها در فکر تنها چیزی که
نیستند، جنگ با اسرائیل است.

در این زمان بود که وضعیت جبهه سوریه- لبنان چند شاخصه کلی را به نمایش می‌گذارد:

1-پی بردن رهبری نظام جمهوری
اسلامی ایران به نیت اسرائیل از حمله به لبنان. در واقع هدف اصلی از این
اقدام دور کردن ذهن تهران از جبهه‌های جنگ و مشغول داشتن آن به جبهه لبنان
بوده است.

2-گرفتن زمان و فرصت مناسب برای
بازسازی ارتش بعث عراق که در فتح خرمشهر به کلی نابود شده بود. در این
فرصت، دول عربی با طرح مبهم مباحثی چون آتش‌بس و پرداخت غرامت در کنار جنگ
لبنان به دنبال اخذ فرصت بودند تا تمام حامیان رژیم بعث دیگربار ماشین
جنگی عراق را که در فتح خرمشهر منهدم شده بود، از نو بازسازی نمایند آن هم
با حضور مستقیم کارشناسان نظامی از اتحاد جماهیر شوروی گرفته تا امریکا،
فرانسه،‌ انگلیس و...

3-عدم وجود اراده به جنگ در
دولت سوریه و بازی سیاسی با تهران بر سر نیروهای اعزامی و عدم همکاری با
این نیروها، از جمله عدم در اختیار گذاردن سلاح در دسترس آن‌ها.

4-بسته شدن دالان هوایی ترکیه بر روی پروازهای نظامی تهران و از بین رفتن امکان ارسال نیرو و تجهیزات.

این همه موجب شد تا حضرت امام در جلسه با حضور رئیس‌جمهور (آیت‌الله خامنه‌ای) و رئیس مجلس (هاشمی رفسنجانی) اعلام کند که: «با
حضور ما در آن جبهه با شرایط موجود مخالفت دارند و معتقدند که عرب‌ها جنگ
جدی نخواهند کرد و درگیری بیشتر ما باعث می‌شود که در جبهه جنگ با عراق
دچار وقفه می‌شویم و در آنجا هم به جایی نرسیم».
(منبع ش1، ص159) و در نهایت ایشان با این امر موافقت کردند که «اگر به طور جدی از طرف سوریه جنگ شد، شرکت کنیم.» (همان ص 159).

حضرت امام(ره) در بیاناتی راهبردی در روز
30 خرداد 1361 در جمع گروه کثیری از علما و ائمه جمعه پرده از طرح شیطانی
دشمن برداشته و چنین فرمودند: «... امریکا می‌دانست که ما و ملت ما نسبت
به لبنان حساسیت داریم و نسبت به اسرائیل هم از آن طرف حساسیت داریم. این
دام را امریکا درست کرد، یعنی آن نوکر خودش را فرستاد به اینکه حمله کند
به لبنان و آن همه خسارت وارد کند و آن همه جنایات. و ما می‌دانیم که اگر
میلیون‌ها جمعیت از بین بروند و یک مطلبی برای امریکا حاصل بشود و یک نفعی
برسد، می‌گوید همه بروند از بین. این را ما از ابر قدرت‌ها شناخته‌ایم.
آنها در فکر این نیستند که در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد و این
مستمندان و بیچارگان چه می‌گذرد، آنها دنبال این هستند که «صدام» را در
این طرف سر جای خودش نگه دارند و ایران را که از نظر آنها خیلی اهمیتش
بیشتر از لبنان و جاهای دیگر است، برای آنها محفوظ بماند. این نقشه این
است که «بگین» را وادار کند به اینکه تو حمله کن به لبنان، لبنان که تو
حمله کردی، ایران حساسیت نسبت به او دارد و همه قوایش را متمرکز می‌کند در
اینکه تو را از بین ببرد و اگر ایران از جنگ عراق غافل بماند، عراق کار
خودش را انجام می‌دهد و ایران در اینجا هم نمی‌تواند کاری بکند نقشه این
است».

حضرت امام(ره) با فراست و زیرکی خویش با طرح استراتژی «راه قدس از کربلا می‌گذرد» با تأکید بر اولویت جبهه جنگ با عراق و مقدم داشتن آن و درک این مهم که
ایران توان جنگ هم زمان در 2 جبهه را ندارد، دستور بازگشت نیروهای
بلاتکلیف از سوریه را صادر فرمودند.

اسارت

با
توجه به فرمان امام(ره) مبنی بر بازگشت نیروها از سوریه به ایران، عده
زیادی از نیروهای اعزامی به ایران بازگشتند و تعداد کمی از آنها همانجا
ماندند تا تکلیف نهایی مشخص شود.

مقارن همین ایام خبر رسید که فالانژها و
اسرائیلی‌ها سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیرون را محاصره کرده‌اند. این
را همه می‌دانستند که در صورت تصرف سفارت ایران، تمامی اسناد محرمانه فاش
خواهد شد.

صبح روز 14 تیر 1361، سیدمحسن موسوی
کاردار سفارت ایران در لبنان به محل استقرار قوای محمد رسول‌الله(ص) در
پادگان زبدانی آمد و خواستار ملاقات فوری با فرمانده نیروهای اعزامی شد.
موسوی تمام ماجرا را برای احمد تعریف کرد و احمد بلافاصله آماده رفتن شد،
گروهی از نیروها از او خواستند تا این مأموریت را به آنها واگذارد اما
احمد با لحنی ملایم گفت: «نه برادرها! خودم باید بروم، شماها آماده باشید
که هر چه زودتر برگردید تهران».

حاج احمد متوسلیان به همراه «سید محسن
موسوی»، «کاظم اخوان» و «تقی رستگار»، با ماشین پلاک سیاسی سفارت و
اکیپ‌های حفاظت دیپلماتیک ژاندارمری لبنان عازم بیروت شدند. در فاصله 20
کیلومتری بیروت، اتومبیل آن‌ها درمنطقه معروف به «حاجز برباره» توسط یک
پست ایست- بازرسی متوقف شد. نیروهای شبه نظامی «فالانژ» به ریاست «ایلی
جبیقه» و فرماندهی نظامی «سمیر جعجع» (فرمانده نیروهای موسوم به «قوات
لبنان») چند روز قبل پاسگاه حاجز برباره را برپا کرده بودند. آنها ماشین
سفارت را متوقف ساخته و بدین ترتیب حاج احمد متوسلیان و 3 تن از همراهانش
در ساعت 12 ظهر روز 14 تیر 1361 به اسارت فالانژیست‌های لبنان در آمدند.

آنگاه «جورج سوری» از اعضای فالانژها،
خودروی دیپلمات های ایرانی را برای صحنه سازی پس از گروگان‌گیری، از محل
حاجزبرباره به شهربندری طرابلس درشمال لبنان منتقل و در یکی از خیابانهای
طرابلس آن را رها کرد.

امروز پس از گذشت 26 سال از آن واقعه تلخ
و سپری شدن بیش از 9490 روز، تقدیری جز نامعلومی سرنوشت برای احمد و
یارانش رقم نخورده است. اگر چه مسئولیت مستقیم این جنایت بر دوش رژیم
صهیونیستی است و این رژیم باید پاسخگو باشد اما از اهمال، سستی و بی‌توجهی
مسئولین سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه دستگاه دیپلماسی
کشور (وزارت خارجه) نباید چشم پوشی کرد.

احمد، مؤسس حزب‌الله لبنان

هرچند نیروهای اعزامی به لبنان و سوریه
نتوانستند در هیچ عملیات نظامی مستقیماً بر ضد اسرائیل وارد عمل شوند اما
همین حضور مغفول آنها باعث شکل‌گیری هسته‌های مقاومت حزب در لبنان گردید.

فرمانده وقت سپاه پاسداران محسن رضایی در این باره می‌گوید: «...
خب حاج احمد و سایر دوستان ما که در قالب قوای محمدرسول‌الله(ص) به سوریه
و لبنان رفته بودند، فعالیت‌هایی را هم انجام دادند که مهمترین آنها
پایه‌‌گذاری تشکیلات مقاومت اسلامی در لبنان بود یعنی در حقیقت مقاومت
اسلامی لبنان از طریق تأثیر معنوی و مادی حضور برادران تیپ 27 شکل گرفت
منتهی ما خود این تیپ را نتوانستیم به‌صورت منظم به‌کار بگیریم».

مهم ترین و اساسی ترین اقدام حاج احمد
متوسلیان در اعزام به جبهه لبنان و سوریه تأسیس و پایه گذاری «جنبش
انقلابی حزب الله لبنان» است. راوی این روایت جذاب و دلکش معاون وقت حاج
احمد در نیروهای اعزامی به لبنان است. این روایت بسیار طولانی است اما
مختصر آنکه:

«حاج احمد متوسلیان از هنگام قدم نهادن
به خاک سوریه تا هنگام اسارت، با سران گروه‌های انقلابی شیعه لبنانی، 2
جلسه راهبردی برگزار کرد. این جلسات با پیشنهاد وی و هماهنگی و مشارکت این
گروهها برگزار شد. در جلسه نخست، حاج احمد پیشنهاد متحد شدن این گروه‌ها و
تأسیس تشکیلات واحدی را به‌منظور مبارزه با اشغالگران صهیونیست و با
محوریت تفکر انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) مطرح کرد و در ضمن به
آنان یشنهاد کرد تا فعالیت‌ها و اقدامات خود را با همکاری نیروهای اعزامی
محمد رسول الله(ص) هر جه سریعتر آغاز نمایند.

جلسه دوم در شهر بعلبک لبنان و در یکی از
خانه های سفارت ایران در آن شهر و با حضور سران گروه‌های مبارز شیعه
برگزار شد. از آنجا که نیروهای اعزامی و همچنین حاج احمد، شناختی بر این
گروه‌ها نداشتند، «سید حسین موسوی» معروف به «ابوهشام»، مؤسس و رهبر گروه
«امل اسلامی»(انشعابی از امل به رهبری «نبیه بری») وظیفه معرفی، آشناسازی
و نیز فراخوانی سران این گروهها را در این جلسات بر عهده داشت.

جلسه دوم درست چند روز پیش از اسارت حاج
احمد، با حضور بزرگانی چون شهید «سید عباس موسوی»، «شیخ صبحی طفیلی»، «سید
حسین موسوی»، «شیخ محمد یزبک» و دیگر رهبران شیعه صور و صیدا برگزار شد.
دراین جلسه، علاوه بر حاج احمد، «حاج ابراهیم همت»، «شهید اکبر حاجی پور»،
معاون حاج احمد در نیروهای اعزامی سپاه پاسداران به لبنان و همچنین چند تن
از مسئولین سفارت ایران در لبنان حضور داشتند.

در این جلسه، حاج احمد با تأکید بر وحدت
فرماندهی و رویه گروه‌های مبارز شیعه لبنانی در مبارزه با اسرائیل مسئله
جدیدی را طرح کرد. وی پیشنهاد داد تا این گروه‌ها، تشکیلات انقلابی و
مقاومت تازه تأسیس خود را «حزب الله» بنامند. وی این مسئله را چندین بار و
با تأکید فراوان مطرح کرد و از آنجا که سران این گروه‌ها، حاج احمد و
نیروهای اعزامی سپاه پاسداران به لبنان را نماینده امام(ره) می دانستند
لذا رابطه ولایی بین حاج احمد و خود می دیدند. بر همین اساس، نه تنها با
طرح حاج احمد مخالفت نکرده، بلکه در همان جلسه آن را با آغوش باز پذیرفتند
و همگی متفق القول بر آن صحه نهادند و به عنوان صورت جلسه آن را نوشته و
امضاء کردند. و اینگونه بود که «حزب الله لبنان» متولد شد.»

به‌راستی چه کسی فکر می کرد که نهال نورس
و کوچک حزب الله لبنان که آن روز در آن جلسه در شهر بعلبک به دست پر اخلاص
وپرتوان حاج احمد کاشته شد، امروزه به سرو تناور و تنومند حزب الله لبنان
به رهبری خلف صالح حاج احمد متوسلیان و سید عباس موسوی تبدیل شود. حزب
الله لبنان امروز تأویل همان «شجره طیبه»ای است که قرآن درباره‌اش فرموده
است «واصلها ثابت و فرعها فی السماء». همان جنود حقی که پشت ارتش چهارم
جهان را در جنگ 33روزه به خاک مالید و هیمنه دجال صفت آن را در هم کوبید
تا دیگر بار مصداق این آیه شریفه باشد که «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة
باذن الله».

شجره ای که درست به فاصله 2 سال پس از آن
جلسه پربرکت، عرصه را آن همه بر فرزندان غاصب و صهیونیست آل یهودا تنگ کرد
که برای شناخت این دشمن جدید و پیچیده از نظر آن‌ها، مجبور شدند اولین
«کنفرانس شیعه شناسی» را در سال 1984 در دانشگاه تل‌آویو و با حضور 400 تن
از برجسته ترین شیعه شناسان و اسلام شناسان اسرائیل و غرب برگزار کنند.

سلام و درود خدا بر احمد متوسلیان و 3
یار در بندش، "بنی‌مسجون" حضرت روح الله(س). سلام بر او که هماره سپاه
محمد رسول الله(ص) را فرمانده است. آری حاج احمد برای ما همیشه فرمانده
است. فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص) و فرمانده و علمدار رشید «حزب الله».
سلام بر او و سلام بر رزمندگان حزب الله. سلام خدا بر او آن هنگام که
به‌دنیا آمد، و آنگاه که از این دنیا می‌رود و آن هنگام که در روز رستاخیز
بر می‌خیزد. ما چشم به راه دیدن روی «شمشیر خمینی(ره)» در سپاه مهدی
موعود(عج) و در روز موعودیم.

منابع:

1.همپای صاعقه. گلعلی بابایی و حسین بهزاد

2.در انتهای افق. حسین بهزاد

3.چهل و شش یادداشت. رضا گلپور

4.پاره های پولاد. حمید داوودآبادی

5.پس از بحران. اکبر هاشمی رفسنجانی، خاطرات سال 61