سفارش تبلیغ
صبا ویژن

92/3/22
8:5 عصر

چرا به جلیلی رای می دهم؟

بدست بند‍ۀ خدا در دسته سیاست، ایزان، انتخابات ریاست جمهوری 92، سعید جلیلی

بسم الله الرحمان الرحیم


چرا به جلیلی رای می­دهم؟


از تحریمی ها شروع می­کنم. "به جمهوری اسلامی رای ندهید تا اقتدارش کم شود. اقتدارش کم شود که امریکا احساس کند می­تواند بهش حمله کرد. امریکا بهش حمله کند تا بیاید ما


را آزاد کند."


به نظر شما ایرانی که 35 سال رو به روی غرب ایستاده است دست و پا بسته می ایستد که دشمن خاکش را تصرف کند؟.... و اگر نه، به نظرتان می­ رسد که جنگ چند سال طول


خاهد کشید؟.... جنگ با عراق با بضاعت اندک ایران 8 سال به طول انجامید. جنگ با یک سازمان نظامی آماده و غنی، چندساله خاهد شد؟... آیا تجربه­ ی تاریخی قطع نامه به منادیان


تحریم انتخابات اثبات نمی­کند که این بار جنگ با وساطت این و آن نیز پایان نخاهد یافت و ره­بر زیر بار حرف مشاوران ترسو و ضعیف نخاهد رفت؟... با این حساب آیا جوانانی که در


حال حاضر انتخابات را تحریم کرده اند تا پایان عمرشان 1 روز خوش خاهند دید؟.... آیا اقتصاد درست خاهد شد؟... تجربه­ ی گذشته­ به ما ثابت نکرده که شروع جنگ چه هزینه های


غیر قابل برگشتی برای نسل های درگیر جنگ خاهد داشت؟... آیا روز سیاهی که برایتان رقم خاهد خورد همان چیزی است که انتظارش را می­ کشیدید؟....


"به فلانی رای می­دهم که اهل سازش با غرب است"

فلانی خاهد آمد، خاهد خاست که با غرب سازش کند. اگر نگذارند چنین شود، مملکت دچار یک جنگ مدیریتی و باز دعوا و دعوا و دعوا خاهد شد. و اگر بگذارند، طبعا غرب، بازی


  جدیدی را آغاز خاهد کرد... تحریم ها کم تر خاهد شد، تورم پایین خاهد آمد و اوضاع اقتصادی برای چند صباحی سامان نسبی خاهد گرفت ولی آیا این پایان ماجراست؟.... منادیان


نرمش با غرب خاهند گفت که دولت خاستار نرمش است.غرب هم همین طور. نرمش با غرب نشان داد که اقتصاد سامان خاهد یافت. ره بر نمی گذارد با غرب نرم تر شویم. پس ره بر


بد است و بد ما را می خاهد.


یک سریال الم شنگه در جهت این گفتمان شکل خاهد گرفت . ره بر زیر بار این گفتمان نخاهد رفت و سر به سازش نخاهد سپرد، پس غرب هم 2باره فتیله­ ی تحریم را بالا خاهد


کشید و خاهد گفت تا ایران کوتاه نیاید همین آش است و همین کاسه. ما با4-8 سال سراب ثبات اقتصادی و یک معده­ ی تحریک شده، به انتخابات بعدی خاهیم رسید، در حالی که


به قیمت های جدید و وضع جدید عادت کرده ایم و رو به رو شدن مجدد با تحریم ها، برای ما به مراتب سخت تر از امروز خاهد بود. یک سطر در لیست صلاحیت کاندیداها پر رنگ


خاهد شد: رئیس جمهور، اهل سازش نباشد. پس در سازش عملا بسته خاهد شد.


 به نفع همه است که به کسی رای بدهند، که نظراتش برای اداره­ ی کشور به نظر رهبر و رئیس کل قوا-واقعا!- نزدیک­تر باشد. و کشور را دچار یک مدیریت 2گانه نکند. از دولت


رفسنجانی تا کنون، این امر به درستی محقق نشده است، و تا وقتی که این اتفاق نیفتد و کشور در یک روند تدریجی، مدیریت واحد و یک­پارچه را به ریاست ره­بر تجربه نکند، انقلاب


اسلامی نخاهد توانست که ادعای خیش را جامه­ ی عمل بپوشاند و تا چنین نشود، قضاوت در مورد تئوری جمهوری اسلامی، قضاوتی ناتمام و نادرست خاهد بود که برای کسی کارساز


نخاهد شد. برای دوستان منتقد و مخالف هم 1 توصیه دارم. اهدافتان را در گفتمان صلح جست و جو کنید. نه جنگ داخلی، نه جنگ خارجی، نه انقلاب و نه کودتا به نفع مردم


  نخاهد بود. جمهوری اسلامی به راحتی نیامده که به راحتی برود. کمی واقع­ نگر باشیم. جمهوری اسلامی حکومت پهلوی نیست که حمایت مردمی نداشته باشد. جمهوری اسلامی


حمایت جدی مردمی دارد؛ این طرف­داری بر آمده از یک نهاد بسیار جدی به نام مذهب است که می­گوید: هیهات من الذله، که می­گوید اگر دین محمد بدون قتل من نخاهد ایستاد، پس


ای شمشیرها مرا دریابید. تجربه­ ی درک نسل سوم و چهارم هم به شما اثبات کرده است که ما اگر از پیشینیان خود سرسخت­ تر نباشیم، ضعیف­ تر هم نیستیم. استراتژی فشار به


شکم ها، روی کسانی که با قلبشان با جمهوری اسلامی پی­وند بسته اند، کارگر نخاهد بود. نگاهی به دنیا بیندازید!...نسل ترسوها در حال انقراض است. جمهوری اسلامی دارای یک


حمایت بسیار قابل توجه مردمی است و این مردم، جان های خود را مصروف جمهوری اسلامی خاهند کرد. پس اگر طرف دار خون ریزی و جنگ نیستید، اهداف خود را در یک محیط


صادقانه و صلح­ آمیز دنبال کنید.

 

 


91/10/1
12:21 عصر

قافله ی عشق در سفر تاریخ

بدست بند‍ۀ خدا در دسته

فصل چهارم: قافله عشق درسفرتاریخ



راوی

قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.

... و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب کنید ، قافله در راه است . می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند . « زهیر بن قَین بَجلی » را که می شناسید ! مردانی از قبیله « بنی فزاره » و « بجیله » گویند : « آنگاه که ما همراه با زهیربن قین بجلی از مکه بیرون آمدیم... در راه ناگزیر با کاروان حسین بن علی همسفر شدیم .» آنها می گویند که : « ما را ناگوارتر از آنکه با او در جایی هم منزل شویم ، هیچ چیز نبود